یادداشت آخر سال
دختر نازنیم آنیل و پسر عزیزم آراد این روزها انقد با هم سرگرمیم که کمتر فرصت مینک وبلاگ رو به روز کنم. خداوند رو شاکرم بابت وجود نازنین شما. الان داریم به پایان سال 95 نزدیک میشیم که عین برق و باد گذشت. با تمام خوشی ها و ناخوشی ها. بعد اربعین امسال آنا زمین خورد و کتفش در رفت و .....ماجرا طولانی شد و در 5 بهمن جراحی شد به خاطر پارگی تاندونها. خیلی رنج کشید. اماوجود شما دلگرمیش بود مامان بزرگ افسر مادربزرگ بابا کمی حال ندارن و ایشونم جراحی شدن و الان هم بیمارستانن. خدا رو شکر بزرگتر هامون بهبود پیدا کرد روزها با هم س...
نویسنده :
مامان مهر
18:43





